دوشنبه, ۰۵ تیر ۱۳۹۶
الإثنين, ۰۱ شوال ۱۴۳۸
Monday, 26 June 2017

مبحث مردم شناسی ، به عنوان یک علم ، به جستجوی روابط متقابلی که بین انسان و محیط ، انسان و فرهنگ و سرانجام فرهنگ های مختلف وجود دارد می پذیرد و از آنجا که هر فرهنگ پدیده ای به هم پیوسته و در طول زمان ، متغیر است باید این سیر تاریخی را نیز مطالعه کند. بنابراین با توجه به این که فرهنگ ویژه انسان است می توان مردم شناسی را علم مطالعه و شناخت تاریخی فرهنگ ها دانست.

با توجه به تعریف علم مردم شناسی، شهرستان کازرون دارای قابلیت های بسیاری در حوزه پژوهش از جمله آداب و رسوم ، نوع معیشت ، زبان و گویش ، پوشاک ، مراسم و آیین های خاص و .... می باشد که در این راستا گروه مطالعات پایگاه پژوهشی اقدام به مطالعه و پژوهش در حوزه های مختلف مردم شناسی این شهرستان نموده است از جمله پژوهش ها شامل :




تعزیه




تعریف

معنی لغوی تعزیه با معنی اصطلاحی آن تفاوت دارد، تعزیه در لغت به معنی سوگواری و عزاداری و برپا داشتن یادبود عزیزان در گذشته است لیكن در اصطلاح به نوعی نمایش مذهبی با آداب و رسوم و سنت هایی خاص اطلاق می شود و برخلاف معنی لغوی آن غم انگیز بودن شرط حتمی آن نیست و ممكن است گاهی خنده آور و شادی بخش نیز باشد. این نوع نمایش ها در آغاز به منظور یادآوری مظلومیت شهیدان دین و مذهب برپا شده و نوع فرح زای آن بعدها و در نتیجه تكامل این هنرمندان مزید گشته است. (محجوب (مقاله) تعزیه) در لعت نامه دهخدا تعزیه نمایش مذهبی معنی شده است و دکتر محمد معین، تعزیه و تعزیت داری را مطلقاً بر پا داشتن مجلس عزا برای حسین بن علی (ع) مخصوصاً نمایش دادن وقایع كربلا و حوادثی كه بر سر بعضی از ائمه آمده و نیز نمایش مذهبی و شبیه خوانی معنا كرده است.
سیدالشهدا (حسین بن علی (ع) در چهارم یا پنجم ماه شعبان سال چهارم هجری قمری = 623 م به دنیا آمدند. معاویه كه به ناروا و ناحق خلافت را غصب كرده بود با امام حسن (ع) برادر بزرگتر امام حسین پیمان بسته بود كه كسی از خانواده خود را به جانشینی نگمارد تا خلافت به ایشان برسد ولی پس از شهادت امام حسن به نیرنگ، فرزند معاویه ، یزید ، خلافت را غصب كرد ولی امام حسین از بیعت با او خودداری نمود موجب بروز اختلاف شدید شد و در اثر دعوت هایی كه از طرف مردم كوفه از ایشان به عمل آمد عازم آن دیار شدند و بالاخره در دشت كربلا با خیل عظیم لشكریان دشمن روبرو گردیدند و راه را برایشان بسته و خواستند كه با یزید بیعت كند و در نتیجه امام با 72 تن با عبیدبن زیاد با لشكری كه بعضی هفده هزار و بعضی سی و دو هزار و بعضی بیست و دو هزار ذكر كرده اند در روز جمعه دهم محرم سال 61 ه.ق = 680م با 72 تن گفته اند به مقابله پرداختند و خود و برادر و برادرزادگان و فرزندان همراهانشان به شهادت رسیدند و زنان حرم و فرزندانشان به اسارت گرفته شدند و اجسادشان پایمال سم اسبان شد و خیمه و خرگاهشان آتش گرفت. این واقعه اساس عزاداری را پی ریخت كه به مرور زمان تكامل یافت و در دوره صفویه مراسم عزاداری به اوج كمال رسید و موجب شد كه در اوائل حكومت زندیه تعزیه و تعزیه خوانی به صورت نمایشی و گفتگویی پدیدار شود.


ابزار و اشیاء وابسته
لباس ها و وسائل ضروری شبیه خوانی به دو دسته امام خوان ها (موافق خوانها) و اشقیا خوان ها (مخالف خواهانها) تقسیم می شود و غیر از لباس، سایر وسائل این دو دسته شبیه هم هستند.
امام خوان ها یا موافق خوان ها از رخت و لباس سیاه، سبز، سفید، سرمه ای و قهوه ای رنگ استفاده می كنند و شبیه امام حسین (ع) عبا یا جقه و عمامه مشكی (مندیل) و ردای بلند می پوشد و شال سبز دور كمر می بندد و زره بر تن و چكمه به پا می كند و نقاب بر چهره می زند و عصا به دست می گیرد. حمایل، مچ بند و بازو بند نیز از وسائل امام خوان است شبیه امام سجاد و شبیه مسلم بن عقیل نیز تقریباً به همین شكل لباس می پوشند و مجهز می شوند. امروزه لباس امام در مجالس " گلچین" یا " منبری" معمولی است. هر کس باشد لباس خودش را می پوشد و دستمالی مشكی تا پایین شانه ها روی سر می اندازد و دستمال دیگری به عنوان پیشانی بند روی دستمال مشكی در اطراف سر و پیشانی می بندد شبیه علی اكبر، قاسم، عباس و غیره نیز قبای مردانه بلند كه تا چند سال پیش مردان بر تن می كردند می پوشند و شال سبز دور كمر و دستمال سیاه ابریشمی بر سر می بندد و چكمه به پا می كند و دستمال سفید بر سر می بندد و شبیه عباس و علی اكبر نیز روز عاشورا را لباس مشكی به تن می كنند و دستمال سیاه ابریشمی به سر می كنند و كفن بر گردن می اندازند شبیه كودكان اهل بیت علاوه بر پیراهن سیاه دستمال مشكی به سر انداخته پیشانی بلند دور آن می بندند و نعلین نیز به پا می كنند. شبیه حرریاحی و مختار و طرفدارانش قبا، عبا، عمامه و دستمال سر و زره می پوشند و دور كمر نیز كمربند چرمی و حمایل می بندند. چوپان ها در مجلس طفلان مسلم پیراهن سفید و جلیقه و تنبان مشكی و كلاه نمدی می پوشند و ملكی MALKI كه گیوه ای رویه ضخیم است به پا می كنند و چوب دستی به دست می گیرند و شبیه غلام ترك نیز پیراهن یا قبای بلند تركی و تنبان می پوشد و شال دور كمر می بندد و كلاه دو گوش نمدی تركی به سر و ملكی به پا می كند و چماق یا شش پركه چماقی سر فلزی است نیز به دست می گیرد و در مجلس امام حسین (ع) با اشقیا می جنگد و شهید می شود. درویش در مجلس امام با عنوان درویش كابلی و نیز در روز عاشورا به همراه ذوالجناح امام قبای بلند و سفید مردانه بر تن می كند و خرقه ای روی آن می پوشد. كلاه مخصوص دراویش را بر سر می گذارد و كشكول و تبرزین در دست می گیرد. برای كتلی در روز عاشورا از چند درویش واقعی در كنار ذوالجناح استفاده می كنند. لباس شبیه اشقیا تقریباً شبیه به هم و شامل بلوز و شلوار سرخ رنگ و گاهی زرد رنگ كلاه خود، زره، چكمه، كمربند پهن و حمایل است. كلاه ملك قاضی از مقوای استوانه ای تزیین شده با پولك است.
وسائل تعزیه امام خوان ها و اشقیا خوان ها خیمه و خرگاه، تخت مفروش، صندلی، اسب علم و تسلیحات جنگی است كه عبارتست از شمشیر، سپر، خنجر، زره، كلاه خود، نیزه عمود، زانوبند، مچ بند، قمه، كارد و مانند آن در مجلس خروج مختار علاوه بر وسائل دیگر، قفس آهنی به عنوان زندان، دیگ بزرگ، آب جوش و چوب دار نیز مشاهده می شود. دیگر وسائل تعزیه عبارت از گهواره علی اصغر، شبیه علی اصغر، تیرك چوبی به عنوان تیر كه به پیشانی عباس و بدنه ی ذوالجناح می آویزند. كبوترهای نامه بر، نعش های مصنوعی، در تعزیه هفتاد و دو تن، فرش، لحاف و تشك در مجلس علی اكبر، شیرپوش شاخ و برگ نخل به عنوان بیشه زار، شاخه های درخت توت و مورد سبز به عنوان درختان اطراف نهر علقمه، تشت آب یا حوضچه به عنوان شهر علقمه و فرات، كاه كه به جای خاك بر سر می ریزند. كاكل و زلف علی اكبر، دست های مصنوعی عباس، خونچه (محتوی شانه، آینه، عطر، گلاب، مشك، عنبر، گلاب پاش) و فانوس .
ناگفته نماند كه شبیه فرنگی لباس شوالیه می پوشد و سقاها نیز عقال عربی بر سر می بندند ( كه شاید تحریفی از عقا است)، مشك آب كه بر دوش حمل می كنند و در مجالس تعزیه اسیری اهل بیت و ورود به شام نیز نقش آب دادن با لیوان به اسرا را دادند كه شمر مانع می شود.

مكان های وابسته
تكایا و حسینیه ها وسیع و گسترده و روباز بوده و اطراف آن را اماكن مذهبی، عمومی احاطه كرده بود. غالب تكایا دارای حصار یا غرفه و بناهای خاص و محل نشیمن تماشاچیان بوده اند. بعدها اهالی برای تبرك اموات خود را در تكایا و حسینیه ها دفن می كردند و به این خاطر بعضی از آنها به قبرستان تبدیل شدند. تكایا و حسینیه های مهم عبارتند از : تكیه حاج كاظمی با اعتباری در خور، تكیه ی میر حیدر، تكیه ی شیخ یوسف، تكیه ی دشتك، حسینیه ی آقا هاشم ، تكیه ی خیرات، تكیه ی آهنگرها، تكیه ی میرزا سید رضی، تكیه ی اولیا، تكیه ی گنج آباد مرشدی، تكیه ی حاج تاج، تكیه ی گازرها، تكیه ی حاج حسام. اخیراً نیز حسینیه های مسقف جدیدی بنا شده، حسینیه فدائیان ابوالفضل در محله آهنگران، شیخ در مسجد جامع شیخ در محله علیا، سید محمد كاظمی (دوانی ها) در محله گنبد، كبیری در محله فخاران، مصلا در جنوب غربی میدان شهدا، حسینیه صاحب الزمان در محله چهابی. كه كلاً ویژه ی برگزاری مجالس تعزیه و احیاناً سایر مراسمند.


تاریخچه و قدمت
از دوران قاجار تا پیش از ممنوعیت عزاداری و تعزیه در دو ماه محرم و صفر انجام می گرفت. پس از عزاداری دردهه اول محرم و روز عاشورا هر روز صبح و عصر در تكایا و حسینیه های محله ها تعزیه برگزار می شد. در زمان شاهان قاجار عزاداری و تعزیه رواج بیشتری یافت و در بسیاری از نقاط ایران و نیز در كازرون فارس تكایا و حسینیه های وسیع و روباز فراوانی برای اجتماع عزاداران و تماشاچیان و اجرای تعزیه برپا شد و مجالس روضه و نوحه خوانی و تعزیه نیز رونق گرفت (مظلوم زاده 10) ناصرالدین شاه در سفری كه به جنوب كرده تعزیه ای را دركازرون دیده است. در خانه بزرگ و كاروانسرا مانندی كه متعلق به شخصی به نام اولیا می باشد و هنوز هم وجود دارد. و در آن تعزیه حضرت عباس برگزار بوده است که تماشاگران در كنار دیوار و پشت بام مشرف به حیاط كاروانسرا می نشسته اند. ناصرالدین شاه نیز به طور غیر رسمی جزو تماشاگران پشت بام بوده است. بنا به اظهار عده ای از دست اندركاران تعزیه مخصوصاً مشهدی خلیل ستاری ناصرالدین شاه آمده است. كازرون در سر خیرات از زنی سفا یك كاسه آب گرفته سكه ای به او داده و بعد در خانه اولیا به تماشای تعزیه حضرت عباس رفته و به طور غیررسمی در میان تماشاگران به تماشا نشسته است در برگزاری همین تعزیه بوده است كه پسر بچه ای از پشت بام به زمین افتاده و كوچكترین آسیبی ندیده است. مردم این حادثه را معجزه نامیده اندعبدالرحمن فروتن درباره سفر ناصرالدین شاه به كازرون اظهار می دارد. ناصرالدین شاه بعد از دیدن تعزیه در سفرنامه اش از آن تعریف كرده و بازیگر نقش عباس (مرحوم ملا محمد) را ستوده است و متذكر شده است. تعزیه ای كه تا این حد اشعار سلیس فارسی را به كار گرفته باشد ندیده است.
در زمان ناصرالدین شاه و بعد از وی تا زمان سلطنت رضا شاه شخصی به نام عبدالله امیر عضدی كه نامش خواجه عبدالله (ناصر دیوان) فرزند خواجه حسنعلی بوده و پدر و اجدادش همیشه به سمت كلانتری كازرون برقرار بوده اند و خودش نیز حكمران كازرون بوده است و ایمان كامل وی به مذهب شیعه كازرونی ها را در برگزاری تعزیه راغب تر می كرده است... موجب آن شده كه كازرون همان راهی را برای گسترش تعزیه بپیماید كه در زمان ناصرالدین شاه تهران پیموده (سلامی همانجا) احساسی كه تماشاگران نسبت به آن ابراز می داشته اند حیرت انگیز است....
در تعزیه شهادت امام هنگام شهید شدن امام به وسیله شمر ذی الجوشن مردم تماشاگر به میدان می ریخته اند و به دور امام حلقه می زده اند و به سر و سینه می زده اند و شبیه امام را بر روی دست سینه زنان از میدان به خارج می برده اند. عده ای با تمام كینه ای كه نسبت به شمر و تمام كفار داشته اند شبیه شمر را دنبال می كرده اند. به چنگ مردم نیافتادن شبیه شمر بستگی به زیركی و زرنگی او داشته است... در تعزیه روستای قلعه سید كه باز مانده ای از تعزیه كازرون است. این عمل هر ساله در پایان تعزیه شهادت امام تكرار می گردد.
تعزیه كازرون به شكل شناخته شده اش بین سال های 1310- 1260 شمسی در اوج بوده است كه با آوردن متون تعزیه به وسیله ملا آقا پیمان از تهران به كازرون نضج گرفته
در اوائل سلطنت رضا خان در حدود سال 1305 تا 1306 شمسی كلانتری كازرون طی اعلامیه ای برگزاری تعزیه و قمه زنی را ممنوع كرد. با این وصف مردم اعتنایی به محتوای اعلامیه كلانتری نكرده و مراسم عزاداری را به صورت چنگ و گریز انجام می دادند اما از شور و هیجان عزاداری و تعزیه كاسته شد. بسیاری دست از اجرا برداشتند و بعضی آنها را به روستاهای اطراف بردند.
از سال 1322 شمسی یعنی بعد از رفع ممنوعیت عزاداری كه در دو ماه محرم و صفر برگزار می شد. به دهه اول محرم محدود و تعزیه ها به صورت خلاصه یا منبری و مجلسی با عنوان گلچین برگزار می شدگاهی هم گوشه كه بخشی از تعزیه بود برپا و بعضی از تعزیه گردان ها كه حال و حوصله این كار را داشته اند گاهی مجالس كاملی را در میادین و حسینیه ها برگزار می نمودند و گوشه نظیر درویش نظیر درویش كاملی در مجلس امام یا هاشم بن عتبه در همان مجلس و غیره بود كه با شاخ و برگ بیشتری اجرا می شد.


تاثیر موضوع مطرح شده بر موارد اجتماعی – اقتصادی – فرهنگی – جغرافیایی – كالبدی و ...
اجرای تعزیه چه از اجتماعی و چه اقتصادی و چه فرهنگی و چه جغرافیایی و چه كالبدی در شئون زندگی مردم تاثیر فراوان داشت. از نظر اجتماعی مبارزه با ظلم و ستم و دفاع از حق و تسلیم ناپذیری در برابر بیداد را از زندگی ائمه می آموختند. از نظر اقتصادی بدون هیچگونه هزینه ای در آن ایام كه وسائل سرگرمی مانند امروزه فراهم نبود، نمایشی را می دیدند كه هم زیبا بود و هم هنرمندانه و هم قدسی كه راهی به آسمان داشت و از نظر فرهنگی بسیار چیزها را به بیننده می آموخت، تاریخ مذهب را تكرار می كرد و مدام به آن مرور می نمود و تا بدانجا پیش می رفت كه گوئی پیوسته بیننده را در برابر گذشته ها قرار می داد. شیوه گفتگو، شیوه مبارزه، شیوه آموزش همه را با خود به همراه داشت. از نظر جغرافیایی با توجه به اینكه تعزیه از حیث متن، مضمون، ابزار، كلام، تشبیهات، موسیقی با روح و جان مردم آن ناحیه ارتباط داشت، آنها را به واقعیت ها و حوادثی كه رخ داده بود بیشتر و بهتر مانوس می ساخت. از نظر كالبدی نیز چون هنری آئینی بود كه شعر، موسیقی، اجرا را به بهترین و مناسب ترین وضع به همراه داشت بینندگان را تا عمق فاجعه و یا واقعه رهنمون می شد و این واقعیتی است كه هیچ چیز هم نمی توانست جای آن را بگیرد.

تعزیه در کازرون

بانیان تعزیه
در زمان ناصرالدین شاه تمام تعزیه خوان های زبده ی كازرون در یك گروه تعزیه خوانی می كرده اند و هر چند روز از ماه محرم و صفر بنا به قراری كه بین بانیان تعزیه گذاشته می شد تعزیه را در یكی از محله ها برگزار می نمودند مثلاً برای هر كدام از بانیان ده روز كه در این ده روز ده مجلس تعزیه اجرا می شده و تمام خرج آن به عهده ی محله بوده است.
هر كدام از بانیان در منزل خود یا در حسینیه ی همان محله یكی از اطاق ها را به انبار وسائل تعزیه اختصاص می داد و اگر كم و كسری وجود داشته از منازل اطراف كه مشتاقانه آماده ی همكاری و كسب فیض بوده اند تهیه می كرده است. اسب و قاطر لازم در تعزیه را نیز بانی مهیا می كرده است (معمولاً اسب هایی كه در تعزیه استفاده می شده. اسب های تربیت شده ای بوده اند كه با سر و صدای ساز و دهل و فضای میدان تعزیه عادت داشتند. این اسب ها هر كدام متعلق به شخصی بوده است كه بانی هر محله از صاحبش طلب می كرده و صاحب اسب نیز برای ثواب بی هیچ دریغی اسب خود را در اختیار بانی تعزیه می گذاشته است)
از بانیان تعزیه می توان از ناصر دیوان كه حاكم وقت كازرون بوده است نام برد كه بانی محله ی گنبد در میدان مدرسه بوده است وی همیشه سهم بیشتری در تعداد روزهای تعزیه داری داشته است و همیشه تعزیه را با شكوه فراوانی برگزار می كرده است.
بد نیست به واقعه ای كه در یكی از همین مجالس رخ داده اشاره شود در یكی از مجالس كه در یكی از تكایای محله ی گنبد (تكیه دشتك) منعقد بوده كربلایی فرج فرجی دشتكی در نقش اشقیا بوده در انتهای تعزیه هنگامی كه او می خواسته به ظاهر سر قهرمان تعزیه را (كه گویا شبیه علی اكبر بود) با خنجر از تن جدا كند تخم مرغ محتوی رنگ سرخ (بقم BAQAM) را روی گلوی او شكست تا وانمود كند كه سر او را بریده و خون از گلوی او روان شده است و چنان كار را با مهارت انجام داد كه صحنه خیلی واقعی و طبیعی جلوه كرد و حاضران به خصوص ناصر دیوان (كلانتر محل كازرون) را تحت تاثیر قرار داد تا جائی كه دستور محاصره شبیه شمر را داد و تفنگچیانش این كار را كردند. كربلائی فرج كه نقش شمر را داشت خود را در محاصره لوله های تفنگچی های كلانتر و در خطر دید، دست ها را به علامت تسلیم بالا برد و رو به ناصر دیوان كرد و گفت ای جناب كلانتر
نه خولیم نه سنانم نه والی شامم خدا گواست كه من بینه دار حمامم!
ناصر دیوان این را كه شنید كمی آرام گرفت و به خود آمد و دستور رفع محاصره داد. گفته شده است كه شبیه شمر بعد از این واقعه تصمیم گرفت كه دیگر نقش اشقیا را اجرا نكند ولی در عالم رویا دید كه شخص بزرگواری به او گفت اگر ترك كردی بدیش را خواهی دید. بعد از ناصر دیوان می توان از خواجه باشی و خواجه صدرالله كه هر دو عموزاده های ناصر دیوان بوده اند نام برد. اینان هر دو از مجاهدان و بزرگان محلات كازرون و از بانیان تعزیه محله ی علیا در میدان شیخ بوده اند (همانجا 30) ابراهیم شجاع نظام نیز یكی دیگر از بانیان تعزیه كازرون در محله مصلی بوده است. به روایت فارس در چنگ بین الملل شجاع نظام یكی از یاران ناصر دیوان و از شجاعان ایران بوده است. ولی عنوان فراشیاشی ناصر دیوان را داشته است. قرب و منزلت وی در نزد كازرونیان البته كمتر از ناصر دیوان و سهم وی نیز طبیعاً در تعزیه كمتر بوده است. سید عبدالكریم طیبی كازرونی یكی دیگر از بانیان تعزیه ی كازرون در محل آهنگران بوده است. رزمی كازرونی نیز بانی تعزیه محله بازار بوده وی نیز از سران محله بازار به شمار می رفته رزمی مانند طیبی تفنگدار و مردی قوی بنیه و شجاع بوده است.

تعزیه گردان ها
كه نقش مهمی در برگزاری مجالس تعزیه از حیث ابزار، تهیه امكانات، آموزش لازم به تعزیه خوانان، برپا كردن خیمه و حتی اصلاح و تصحیح بسیاری از ابیات نسخه ها كه پاره شده، رفع اشكالات تعزیه خوان ها، نظارت بر نوبت ها با دردست داشتن فهرست یا سرنسخه و اجرای موسیقی دارد بی نهایت مورد توجه مردم بوده و هنوز هم هستند. از جمله تعزیه خوان های مجرب و قدیمی كازرون كه هنوز هم نام برخی از آنها ورد زبانست از اینان نام برده می شود كه کربلائی ابوالحسین، سید عوض حسینی، احمد موسوی اسلامی، بابا پیمان، سید اسداله طباطبائی، كربلائی علی خادم حمزه ای، میر عوض مصطفوی (خادم شاه حمزه) و جانشین كربلائی علی، سید ماشاءاله قادری زاده فرزند سید فتح اله (خادم شاه حمزه) كربلائی محمد شعاع، كربلائی عسكر ستاری، كربلائی ایرج فرجی، محمد حسین شیخیان، خلیل طالب پور فرزند هادی حسین علی شافع، اسماعیل معطری، خلیل ارشدی و شكراله مظلوم زاده.
برخی از تعزیه گردان های ماهر و مجرب كه در حال حاضر در قید حیات هستند عبارتند از حاج محمد رجبیان از محله چهابی، كربلایی عوض احدی از محله بازار، حاج غلامرضا طوفان از محله فخاران، حاج قربانعلی حمیدپور و محمد صادق امیدوار از محله علیا حاج علی محمد قیمی از محله آهنگران، حاج عبدالرحمان فروتن و اسماعیل برزوئی از محله گنبد و محمد جعفر رستمیان از محله ی مصلا كه علاوه بر داشتن مجالس تعزیه گاهی خود نیز ایفای نقش می كنند.
برخی از كسان دیگری كه علاوه بر تعزیه گردانی، تعزیه خوانی هم می كنند و مجالس تعزیه ی فراوانی در اختیار دارند عبارتند از محمد رئیسی از محله فخاران، محمدرضا زرین دست از همان محله، حاج حبیب پیمانی از محله مصلا
البته هر یك از محلات (علیا) (گنبد) (بازار) (مصلا) (چهابی) (فخاران) و (آهنگران) خود دارای تعزیه خوانان مستعد در نقش های گوناگونند كه گاه تعزیه گردان هم هستند. اسامی بعضی از آنان از این قرار است:


1- كربلائی علی خادم حمزه (حمزه ای) از خدام شاه حمزه در محله كوزه گران
2- میرعوض مصطفوی در محله بازار
3- اسماعیل معطری از محله مصلی كه در نقش های علی اكبر و شهربانو می خواند.
4- كربلائی محمد علی شعاع الذاكرین كه در نقش حضرت زینب بسیار هنرمندانه عمل می كند.
5- مشهدی حسن علی حامدی نقش آفرین حضرت عباس از محله مصلی
6و7- مشهدی ماشاءاله طوفان و بعد از او فرزندش غلامرضا طوفان كه علاوه بر نوحه گوئی در نقش های دو طفل مسلم و علی اكبر و سكینه بسیار درخشیده اند از محله كوزه گران .
8- سید نصراله قادری از محله چهابی كه بیشتر در نقش امام ظاهر می شود.
9- حیدر عباس نیا از محله مصلی كه نقش امام را ایفا می كند.
10- بشیر قلعه ای در نقش زینب
11- میرزا محمد حسین شیخیان در نقش زینب و لیلا از كوزه گران
12- محمد رئیسی نوحه خوان خوش صدای محله كوزه گران در نقش حضرت عباس
13- حاج محمد رجبیان نوحه گر خوش صدا در نقش امام از محله چهابی
14- محمد باقر امیری نوحه گری از محله چهایی اما كسانی كه در نقش اشقیا خوب ظاهر می شوند و یا می شده اند کربلائی فرح، حاج عسكر معلمیان، رجب پیمان، حاج اسماعیل بنا، ماشاءاله حریر، عبدالرسول آسیانی، حامد بختیاری از محله آهنگران و صالح مقدسی از محله بازار

فهرست مجالس تعزیه در كازرون
آمار مجالس تعزیه از زبان تعزیه گردان ها و پیران قوم و مجالس مشاهده شده به بیش از هفتاد مجلس می رسد اما با اضافه شدن مجالس جدید تعداد آنها از صد مجلس هم تجاوز می كند. مجالس مربوط به واقعه ی كربلا و شخصیت های آن. در ایام محرم و دیگر مجالس در صفر ایام قتل و شهادت معصومان اجرا می شد كه عناوین مجالس مشاهده و شنیده شده عبارتند از :
مجالس تخت سلیمان – وفات ابراهیم پسر پیامبر (ص) – وفات فاطمه كبری – غصب خلافت ( حضرت امیر) – ضربت خوردن (حضرت امیر) – شهادت حضرت امیر – شهادت امام حسن (ع) – شهادت مسلم بن عقیل – شهادت طفلان مسلم – حجه الوداع (خروج از مدینه) – جاخالی (جاسبزی) – ورود به كربلا، مسلم وهب و مسلم بن عوسجه و حبیب ابن مظاهر – شهادت حربن ریاحی – شبیخون (در شب عاشورا) – شهادت علی اكبر – حجله ی قاسم – شهادت قاسم بن الحسن – شهادت طفلان زینب – شهادت حضرت عباس – شهادت وهب بن عبداله – شهادت عابس و شوزب – شهادت غلام ترك – شهادت امام حسین (ع) – فرنگی شیر و فضه (و جلوگیری از پایمال شدن اجساد شهدا) – غارت و آتش زدن خیمه ها- اسیری اهل بیت – شام غریبان – تنوز خولی – بنی اسد با هفتاد و دو تن – ساریان (مجدل بن سلیم) – شهربانو – وفات فاطمه صغرا – دیر راهب – ورود به كوفه – اسراء در مجلس ابن زیاد (ورود به كوفه ) ورود به شام – بازار شام – خرابه ی شام – تخت هنده – وفات رقیه خاتون – اسرا در مجلس یزید – خطبه امام سجاد – پشیمانی یزید و آزادی اسرا و برگشت اسرا به كربلا (اربعین) – جابربن عبداله (كربلا) ورود اسرا به مدینه – خروج مختار – وفات زینب (ع) – دره الصدف – عبداله عفیف – ملك قاضی – زوار پسرفروش – عروسی دختر قریش – عبداله و یزدگرد – فضل و فتاح - عاق والدین – شهادت امام سجاد – شهادت امام موسی كاظم – مسبب – شهادت امام رضا – شهادت شاه چراغ (احمد بن موسی (ع)) – وفات حضرت معصومه

برگزاری سوگواره
از گام های مهم و موثری كه "حفظ و اشاعه و ارائه ی ارزش های تعزیه در كازرون برداشته شد می توان برگزاری " ششمین سوگواره ی سراسری تعزیه ایران" با عنوان عاشورا و وقف" از طرف اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان كازرون با همكاری مركز هنرهای نمایشی كشور از تاریخ 26 تا 30 فروردین ماه 1383 در آن شهر برشمرد كه با اجرای تعزیه های گوناگون از سوی گروه های شركت كننده از شهرهای مختلف ایران و نیز تهران و ایراد سخنرانی هایی درباره ی تعزیه و اجرای سه نمایشنامه به همراه بود، و ویژه نامه ای هم با عنوان "وقف و عاشورا" از سوی برگزاركنندگان انتشار یافت كه حاوی پیام هایی متعدد و مطالب و سخنرانی ها و گفتگوها و اخبار و عكس های بسیار بود.
آغاز سوگواره ساعت 4 بعدازظهر روز 26/1/83 در سالن سینما پیام بود كه "سخنرانی صادق همایونی" را همراه داشت و در روزهای 27 و 29 و 30 فروردین ماه نیز سخنرانی هایی از طرف دكتر اردشیر صالح پور رئیس وقت مركز هنرهای نمایشی كشور، دكتر احمد جولائی و دكتر محمد عارف استادان دانشگاه در سالن استاد مردانی انجام گرفت و در روزهای 27 و 28 و 29 در ساعت 5/8 بعدازظهر نمایشنامه های خورشید كاروان – احتجاج – فاتح مشرق مهر در تالار استاد مردانی به روی صحنه رفت و در طی این ایام صبح ها و شب ها در تكایای مختلف وسیله گروههای تعزیه خوانی اراك – تفرش – كازرون – قزوین – روستای قلعه سپید – نورآباد – شیراز – تهران – فراهان – چهارمحال و بختیاری زیر نظر داوران اجرا گردید و بهترین ها نیز برگزیده شدند و روز 30 فروردین در جلسه ی اختتامیه در سالن سینما پیام دكتر محمد رضا خاكی سخنرانی كرد و هدایایی به برندگان در زمینه های گوناگون اجرای تعزیه داده شد و در پایان از پیشكسوتان تعزیه كازرون نیز تجلیل به عمل آمد.



ذكر نمونه های مشابه
تعزیه ها در تمام ایران با همه وسعت و تفاوت اقلیمی و لهجه ای و زبانی از یك طرح كلی برخوردارند. حوادث و اتفاقات در همه ی آنها یكسانست. سرنوشت هر صاحب نقشی از پیش ترسیم شده و در ذهن بیننده در مرتسم است. ابزار آن شناخته شده است، حتی موسیقی آن از پیش تعیین شده و همگی از یك الگوی خاص بهره مندند. در همه جا امام خوان ها در موسیقی آوازی از گوشه ها و دستگاه های موسیقی استفاده می كنند. در همه جا اشقیا هر چند با صدای رسا و بلند اشقیا خوانی می كنند و همه تعزیه ها در همه جا ازحوادث تاریخی – مذهبی یا قصه ها و اسطوره ها بهره ورند و استفاده از ساز و نقاره كه اساس موسیقی مخصوصاً در صحنه های وداع، جنگ و مرگ است. در همه تعزیه ها در ایران اساس کار است و یکسان النهایه با نواهای متفاوت.
نشانه ها در تعزیه كازرون
در تعزیه های كازرون برخلاف بعضی از شهرهای ایران كه از كودكان به عنوان شبیه علی اصغر استفاده می كنند از عروسك های پارچه ای استفاده شده و می شود. هر كس به گونه ای آن را می آراسته است. لباس آن را پولك دوزی می كرده اند و عده ای به عروسك ها قطعه هایی به شكل برگ كه روی آنها كلماتی عربی نوشته شده بوده آویزان می كرده اند... پرواز كبوتران سفید رنگ نشان از پرواز روح امام به آسمانست و تیرك های قرمز رنگ چوبی كه به پارچه ای سفید دوخته شده نشانه ی تیرهایی است كه در جنگ به شهدا خورده. مایعی قرمز رنگ به نام بقم در تخم مرغی كه محتوی آن را خالی كرده و سوراخ آن را به وسیله خمیر بسته اند نشانه ی خون است. نقاب نازك سیاه روی چهره نشانه ارواح و فرشتگان و موجودات غیر انسانی، ریختن كاه در كف میدان تعزیه نشانه ایام عزاداری... ریختن كاه بر سر نشانه خاك بر سر شدن، چراغ نفتی (فانوس) نشانه شب، غلطیدن به هنگام خواب و از این دست به آن دست شدن نشانه ی خواب دیدن. فرش های لوله شده كه در یك سر آن مجسمه سری از پارچه یا گچ قرار داشته باشد نشانه نعش شهدا، پارچه سفیدی كه در وسط سوراخی داشته و كسانی كه به جنگ می رفته می پوشیده اند نشانه كفن. برگشت اسب بی سوار به میدان نشانه كشته شدن سوار، حلقه های چوبی (پهنك PAHNAk) كه به گردن می انداخته اند نشانه اسیر بودن. دست را سایبان چشم كردن نشانه نگاه كردن به نقطه ای دور، دور زدن به دور سكوی یا دور میدان نشانه تغییر مكان است و طی مسافت طولانی، در تعزیه امام چهره ی شمر را با دوده نفت سیاه می كرده اند كه نشانه روسیاهی اوست.

توضیح های دیگر
اعتبار و پیشینه كازرون چه از لحاظ تاریخی و چه فرهنگی و مذهبی به روزگار ساسانیان می انجامد كه شاپور اول در 23 كیلومتری شمال غربی محلی كه هم اكنون كازرون خوانده می شد. شهر بیشاپور را در كنار رود شاپور بنا نهاد شهری كه تالی استخر بود. مركز تمدن و فرهنگ و تجارت آن زمان و آثار بناهای عظیم تاریخی آن مانند تالار تشریفات شاپور، كاخ والرین امپراطور اسیر روم به دست شاپور. و نقش هایی نظیر سر تسلیم فرود آوردن والرین در برابر شاپور و نیز تصاویری از دیگر پادشاهان ساسانی و نیز سنگ نوشته هایی از آن دوره وجود دارد. بعد از اسلام شهر بیشاپور ویران شد و از پیوستگی و اجتماع سه ده به نام های دریس – راهان و نورد كازرون ایجاد شد و از افتخارات دیگر مردم این شهر وجود سلمان فارسی است كه فرزند آن دیار است بد نیست یادآوری شود پدر سلمان روز به زردشتی بود هر چند بعضی او را از اهالی اصفهان و بعضی دشت ارژن گفته اند ولی وجود چشمه ی سلمان عقیده را بر كازرونی بودنش راسخ تر می كند. اوائل عمر زردتشتی متعصبی بود كه بعدها عیسوی شد و برای كشف حقیقت همراه تجار عرب خودش را به مدینه رساند و در سال اول هجری به خدمت رسول اكرم درآمد و مسلمان شد. حضرت نسبت به او نظر مرحمت داشتند و می فرمودند (السلمان منا اهل البیت)، در غزوه خندق نیز در خدمت آن حضرت بود و بعد از وفات ایشان از هواداران حضرت علی بن ابیطالب به شمار می آمد مدتی حكومت مدائن را داشت و در همانجا درگذشت. به روایت تاریخ شیعه فاطمه (ع) شبانه دفن شدند و هیچكس جز سلمان و ابوذر غفاری و به قولی عمار حاضر نبود. در سال وفاتش اختلاف بسیار است و مهم اینست كه وی نامه ای از حضرت رسول دریافت كرد كه مردم كازرون بعد از اسلام آوردن از پرداخت جزیه معافند كه خود دلیلی دیگر بر كازرونی بودن اوست.
از چهره های درخشان كازرون نیز می توان از شیخ ابوالسحاق كازرونی از عرفای قرن چهار و پنج هجری نام برد كه در سال 426ه در گذشته است و دیگر شیخ امین الدین محمد بن زین الدین علی فرزند ضیاءالدین او از كسانیست كه حافظ در اشعارش او را ستوده در گذشتش به سال 745ه. بوده است و نیز علامه دوانی جلال الدین محمد اسعد دوانی (830- 907ه) و شیخ اوحدالدین بلیانی معروف به شیخ عبداله از عرفای قرن هفتم كه وفاتش را 686 ق گفته اند.

آشکارده

آش کارده نوعی از انواع آش‌های ایرانی است که در محدوده جنوب غربی زاگرس پخته می‌شود. در طبخ این آش از گیاهی مخصوص بنام کارده استفاده می‌شود. این آش مانند نامش در مناطق مختلف روش‌های پخت متفاوتی دارد، از روش‌های تخمیری در مناطق بختیاری تا پخت همراه گوشت در اقلید. این آش در مناطق چهارمحال و بختیاری، اصفهان و خوزستان به نام کاردین (یا کاردیم) شناخته می‌شود و در اقلید و استان فارس به نام کارده و در منطقه بهبهان و هندیجان به نام حُره مشهور است.
 
آش کارده
آش کارده
 
کارده نوعی گیاه خودرو و کوهی ترش مزه و سمی است که برای استفاده در آش باید آن را شیرین کرد کارده در اواخر زمستان و اوایل بهار در کوههای اطراف می روید . در این گیاه نوعی سم وجود دارد که خوردن خام و شیرین نکرده آن معده را زخم می کنند. کارده پز ابتدا کارده ها را خرد کرده و در سه مرحله آن را می جوشاند تا شیرین شود. بعد از سه بار جوشانیدن و آب عوض کردن ؛ کارده شیرین می شود و تازه تازه هر روز که آشکارده زیادی می پزند ، کمی از آن را در آش می ریزند . گاهی کارده شیرین کرده را خشک نموده و در سراسر زمستان که صبح ها آشکارده می پزند از آن استفاده می کنند. جو را نیز، پیش از زمستان کوبیده و سبوس آن را می گرفتند که این کار را رزازها در گذشته با دنگ deng انجام می دادند و سپس به کارده پزها تحویل می دادند. برای پختن آش کارده٬ ابتدا چند مشت جو سفید کرده را با مقدار زیادی سیر و شوید با کمی کارده شیرین کرده و نیز نمک در دیگ می ریزند و دیگ را از آب پر می کنند و در پوش آن را می گزارند و روی اجاق قرار می دهند ا محتویات دیگ بپزد. سپس مقداری پوست نارنج که نوعی چاشنی خوش طعم است و به آن آچار می گویند را داخل آش می ریزد. آش کارده بایستی ترش مزه باشد٬ برای این کار کارده پز مقداری قره قروت یا ماست ترش شده در آش کارده ای که می پزد می ریزد تا ترش شود. بعد از فروش آش کارده مقداری از آن را در دیگ دیگری نگه می دارد که شب بعد از آن به عنوان مایه ترش استفاده کند. پس از جوش آمدن و نیم پخته شدن آش کارده٬ آن را با حرارت ملایم دم می کنند . گیاه کاردین (به انگلیسی: Biarum bovei) یکی از گیاهان بومی منطقه جنوب غرب زاگرس تا فلات فلسطین و از خانواده گل شیپوریان است که در استان فارس به آن کارده، در جنوب خوزستان به آن حُره گفته می‌شود. این گیاه به صورت خام برای انسان قابل مصرف نمی‌باشد.نوعی گیاه خوراکی ترد شکننده با برگهای پهن است. اسم کارده گرفته شده از ویژگی برندگی برگ آن هنگام تازه خوری است یعنی اگر برگ کارده را به صورت تازه مصرف کنیم اصطلاحا زبان را می برد . از مصارف محلی آن می توان به غذای آش کارده اشاره کرد. آش کارده سوپ سرد افراد سرما خورده نیز هست که معتقدند جلوی عفونت را می گیرد. از اهمیت دارویی این گیاه می توان به درمان بیماری هایی چون چربی خون ، فشار خون ، عفونت ، دیابت و یرقان اشاره کرد.
آچار : پوست خلال شده نارنج جهت معطر شدن آشکارده
 
آش کارده
 
آبگردان مسی بزرگ ( ملاغه دسته بلند ) : که با آن آشکارده را بهم میزنند و در ظرف های مشتریان میریزند.
سرپوش دیگ : که همان مجمعه مسی یا سینی بزرگ هست و دهانه دیگ را با آن می بندند. جو پوست کنده شوید سیر سبزتاريخچه و قدمت ( در صورت وجود اطلاعات كافي و مستند ) ماست ترش مزه یا قره قروت مایع آشکارده دیگ مسی کارده پزهای محلات ابتدا زنان با سن و سال بودند که این آش را در خانه می پختند و هر صبح زود به عنوان صبحانه گرم می فروختند.
برخی از آشکارده پزهای قدیمی عبارتند از : 1- مرحومه گلاب ( ننه علی گلاب ) در محله مصلی که بعد از وی پسرش علی به جای وی آشکارده می پخت و می فروخت
2- مرحومه ننه عباس کارده ای در محله چهابی که مرحوم فضل اله تیشه زن شاگرد او بود و بعد از ان مرحومه ، فضل اله آشکارده می پخت و در حال حاضر نیز فرزندان فضل اله تیشه زن در محله چهابی کازرون به پخت آشکارده مشغول می باشند.
3- مرحومه ننه اتلو ( اتلی یا اتول خان ) که در محله چهابی اشکارده می فروخت و جانشینی نداشت.
4- مرحوم مشهدی خلیل ارشدی در محله بازار که بعد از وی پسرش بابا خان ارشدی کارده پزی را ادامه می دهد.
5- مرحوم محمد رحیم پسر چراغ ، در جوار مسجد نو در میدان خیرات در محله مصلا
 
آش کارده

آش کارده

آش کارده

 
روش پخت آشکارده در مناطق مختلف:
طرز تهیه این آش (کاردین و حُره ) در خوزستان و سرزمین‌های بختیاری بسیار شبیه به هم بوده، بدین صورت است که سبزی کارده، برنج گرده (برنج آش) و جوی نیم کوب (یا گندم) همراه با مقداری آب که مواد را کامل بپوشاند، حرارت داده می‌شوند. سنجش حرارت کافی با فروکردن انگشت در مواد انجام می‌گیرد و زمانی که دیگر نتوان انگشت را درون مواد نگه داشت حرارت دهی متوقف می‌شود. پس از اینکه ولرم شد (مانند ماست زنی) به آن مخمر ویژه آش (مخمر آبجو) یا مایه خمیر اضافه می‌کنند و در ظرف را بسته در پارچه می‌پیچند تا گرمای آن حفظ شود و یک روز در این حالت باقی بماند. روز بعد مقداری از مایه را به عنوان مخمر برای دفعات بعد برداشته به بقیه مقداری سیر و نمک و آب اضافه می‌کنند و می‌جوشانند، پس از حدود یک ساعت، آش حاضر است.
 
طرز تهیه این آش در شهرستان اقلید به این صورت است که نخست، کاردین را همراه با آرد گندم می‌کوبند، سپس با اضافه کردن آبغوره یا دوغ به مدت یک روز در محیطی گرم نگه داری می‌کنند. سپس مواد را روی حرارت گذاشته می‌پزند، در این مرحله می‌توان گوشت نیز اضافه کرد که پس از پخت باید به صورت رشته رشته به مخلوط غذا اضافه شود پس از پخته شدن سبزی‌ها به آن برنج اضافه می‌کنند و به مدت یک ساعت می‌پزند و در انتها پیاز سرخ شده را به آن اضافه می‌کنند. نمونه دیگری ازپخت آش کارده در روستای بسیار قدیمی کافتر شهرستان اقلید: ابتدا کارده ها را که قبلاً ریز وخرد کرده‌ایم در آب می‌پزیم بطوری که کمی نرم شده باشد وآن را ازروی اجاق بر می‌داریم وکنار می‌گذاریم تا خنک شود تادمای آن به کمی بیشتر از دمای بدن برسد ولی پوست را نسوزاند. بعد مایه کارده (که از آش کارده قبلی باقی ‌مانده وپخته نشده) اگر در دسترس نبود با مقداری خمیر مایه آرد را خمیر می‌کنیم و دوغ ترش شده به همراه برنج شسته شده در آش می‌ریزیم وهم می‌زنیم تا دوغ بصورت برش خورده در نیاید وسپس آن را در جای تقریباً گرمتری گذاشته و زیر وروی ظرف آن را بمدت تقریبی۷ الی ۸ ساعت با پتو یا هر چیز دیگر می‌پوشانیم تا خوب جا بیفتد وترش مزه شود بدون اضافه کردن ترشی مثل آبغوره یا هر نوع ماده ترش دیگر ومقداری را به عنوان مایه بر می‌داریم وکنار می‌گذاریم برای آشهای آینده. بعد از پخت یک صبحانه خوشمزه وسالم وطبیعی را مصرف می‌کنیم (البته کارده به دو صورت هست ۱- تازه که نباید آن را به هیچ وجه بجویم که زبان را برش سوزناکی می‌دهد ۲-بصورت خشک شده که در زمانها و فصول غیر معمول پخته ومصرف می‌شود؛ که در فصولی که بدست می‌آید می چینند وخشک می‌کنند) خواص آش کارده علاوه بر خوشمزه بودن بدلیل تخمیر جو درآن سرشار از ویتامین های ب است.این ویتامین ها علاوه بر تقویت قوای عصبی اشتها آوربوده واز کم خوابی وآشفتگی جلوگیری می کند.همچنین کارده موجود در آن باعث تقویت دستگاه گوارش شده وبدلیل ملین بودن فعالیت های روده ها رابهبود بخشیده وبه اصطلاح قدیمی ها شکم را پاک کرده وبه قول امروزی ها سرویس کننده خوبی برای دستگاه گوارش است. آش کارده بدلیل رقیق کردن خون از عوارض قلبی نیز پیشگیری می کند وچربی های خون یعنی کلسترول را نیزکاهش می دهد. از اهمیت دارویی گیاه کارده می توان به درمان بیماری هایی چون چربی خون ، فشار خون ، عفونت ، دیابت و یرقان اشاره کرد

دولچه

دولچه آبخوری یکی از ظروف عجیب خانوارهای ایرانی است . دولچه آب خوری از مشک تهیه شده و سه پایه ای به نام چوب دول دارد که با تسمه چرمی به دولچه دوخته شده ، گاهی اوقات از تسمه رنگی نیز در این کار استفاده می شود تا مغزی زیبا داشته باشد.وقتی آن را پر از آب می کنند از سوراخ های زیر دولچه مقداری آب می تراود که تبخیر می گردد و آب درون دولچه را خنک نگه می دارد.دولچه را با چوبی که بر روی دهانه آن می گذارند و به نام سر دولچه شناخته می شود می بندند.سر و پایه دولچه را خراطان محلی درست می کنند و اغلب به طرز زیبایی رنگ می کنند. تعريف در گذشته شغل اکثر مردم کازرون و روستاهای اطراف آن از طریق دامداری و کشاورزی بوده است . به دلیل شرایط آب و هوایی مناسب و فراوانی مراتع و کوههای پوشیده از درخت ، دامپروری و پرورش دام همواره یکی از راههای کسب درآمد مردم منطقه به شمار می رفته که با فروش و عرضه مواد لبنی ، شیر و گوشت دام خود امرار معاش می کردند.
علاوه بر لبنیات و گوشت از سایر اجزای بدن دام نیز نظیر : پوست ، مو ، پشم ، روده ، سم و شاخ در صنایع مختلف استفاده می کنند. یکی از این مواد پوست دام می باشد که در صنعت دولچه دوزی از اصلی ترین مواد اولیه ساخت این وسیله به شمار می رود. دولچه ( دلوچه ) ظرف مخصوص آب آشامیدنی است که از پوست دباغی شده ، یا مشک آبی که که یکسال با آن آب حمل کرده باشند و از آن استفاده کرده باشند، دوخته می شود. معمولا در ساخت این وسیله از پوست بز جوان استفاده می شود و نحوه ساخت آن بدین صورت است که در ابتدای امر دامدار یا قصاب پس از ذبح دام ، پوست آن را به صورت سالم و بدون پارگی در بدنه ، به دست استاد دولچه دوز می سپارد. پوست سالم پوستی است که به روش صحیح از حیوان جدا شده و فاقد پارگی و سوراخ و جای زخم که در زمان حیات حیوان باقیمانده و التیام یافته است می باشد. استادکار پوست را از قسمت داخلی نمک می زند و در حدود یک شبانه روز به همین صورت نگه می دارد تا پوست نمک خورده شود ( یا نمک به خورد پوست رود ) روز بعد موهای قسمت بیرونی پوست را با قیچی ، بسیار کوتاه می کند . پس از چیدن موها ، مرحله گوشت گیری از سطح داخل پوست انجام می شود. بدین نحو که بوسیله اره گوشت ها و پوستهای اضافی را از پوست جدا نموده و پوست را به طور کامل به یکدیگر می دوزند و تنها دهانه آن یعنی قسمت گردن پوست را به عنوان دهانه مشک ، آزاد نگه می دارند و از دوختن آن خودداری می نمایند. آن گاه مقدار یک کیلو گرم جفت بلوط ( پوست لایه میانی بلوط که در صنعت دباغی و رنگرزی کاربرد فراوان دارد ) را کوبیده و آن را در آب حل می کنند و درون مشک می ریزند و به مدت یک هفته در مشک نگه می دارند تا جفت کاملا به خورد پوست رود و به قولی پوست جفت خورده و غیر قابل نفوذ و مستحکم شود. پس از یک هفته مواد درون مشک ( مخلوط جفت و آب ) را به دور ریخته و تا یک هفته درون آن را از آب پر می کنند و چندین بار آب درون مشک را تعویض می کنند تا مزه تلخ ( جفت ) از بین رود و آب درون آن به آب شیرین تبدیل شود. پس از انجام این مراحل مشک آماده استفاده می گردد.
در گذشته مشک ، مورد استفاده مردم کازرون و عشایر و روستاهای اطراف آن بوده است و به دلیل عدم سیستم لوله کشی آب در شهر کازرون ، محلات آن بوسیله آب مشک سقاها مشروب می گردید. بدین صورت که سقاها هر کدام خیک یا مشک بزرگی بر دوش افکنده و از قنوات موجود در شهرستان کازرون آنها را پر کرده و به خانه ها می بردند و عشایر نیز به دلیل کوچ نشینی و در حال حرکت بودن همیشه نیاز به وسایل و ابزارهای زندگی متفاوتی دارند که هم بسیار کار آمد بوده و هم حمل و نقل آن آسان می باشد لذا مشک بهترین گزینه و جوابگوی تامین نیاز آنها به آب ، تا به حال بوده است. پس از یکسال استفاده عشایر از این مشک به عنوان مشک آبی ، موهای بدنه مشک به مرور کاملا ریخته می شود و هنگامی که مشک بر اثر کثرت استعمال و فرسودگی ، پاره یا سوراخ شد و دیگر قابل استفاده نبود قابلیت کاربری خود را تغییر داده و جهت ساخت دولچه به کار برده می شود. در ساخت دولچه فقط و فقط از مشک های کهنه و فرسوده و پاره که اغلب از روستاییان و عشایر خریداری می گردد استفاده می شود. دولچه دوز پس از تهیه مشک به وسیله الگوهایی از جنس لاستیک که ازقبل طراحی و تهیه کرده ، نقشه دولچه را بر روی لایه مشک پیاده می کند و آن را بوسیله قیچی مخصوصی که به آن مقراض می گویند چرم را برش می دهد. اجزای برش خورده دولچه شامل کف به شکل دایره و بدنه به صورت مخروطی است که نوک تیز آن پخ یا چیده شده است می باشد. سپس دولچه دوز به وسیله سوزن مخصوص و تسمه ای نازک به عنوان نخ که از چرم به عمل آمده در آهک تهیه شده ، لبه های مخروط را به هم می دوزد و پس از دوخت آن را به کف دایره ای شکل متصل می سازد. وی قبل از فرو بردن سوزن در چرم جهت تسهیل فرو رفتن سوزن در چرم ، نقطه مورد نظر را با درفش سوراخ و سوزن را از سوراخ به درون چرم فرو می برد و همزمان با وصل بدنه به کف تسمه های رنگین چند لایه (سبز ، زرد ، سفید ) را که جنبه تزیینی دارد را به دور آن می دوزد. دولچه دوز هر چند دقیقه یک بار با آب درون تشتی که در کنارش گذاشته شده است نخ چرمی و بدنه دولچه را خیس می کند تا از خشک شدن پوست جلوگیری شود. پس از دوخت کامل مخروط ، نوبت به وصل پایه های دولچه می شود. دولچه دارای سه پایه خراطی شده رنگین است که بوسیله خراطان در شهرستان کازرون خراطی و رنگ آمیزی می گردد . استادکار پایه ها را بوسیله تسمه چرمی با سوزن به سه طرف دولچه می دوزدبه نحوی که دولچه بوسیله این پایه ها به راحتی بر روی زمین قرار گیرد و تعادل آن حفظ گردد. فاصله بدنه دولچه تا سطح زمین در حدود 10 الی 15 سانتیمتر است. پس از اتمام کار وی دولچه را پر از آب کرده و درب چوبی خراطی شده را بر روی دهانه دولچه قرار می دهد. در ساخت این وسیله از گذشته تا به حال تغییری ایجاد نشده و تنها تغییرآن ، استفاده از تسمه و نوارهای پلاستیکی رنگی به کار رفته در اطراف دولچه می باشد که در گذشته به جای آن از تسمه های چرمی جهت تزیین استفاده می شده که علاوه بر جنبه تزیینی به دولچه استحکام و دوام ان را نیز تضمین می نمود. دولچه یکی از وسایل جهیزیه عروس در گذشته به شمار می رفته و تفاوتش با دولچه های معمولی در این بوده که بدنه آن با آیینه های کوچک تزیین می شده و پایه های خراطی شده آن نیز رنگارنگ بوده که جلوه بسیار زیبایی را به این وسیله می بخشیده است. امروزه نیز بنا به سفارش برخی اشخاص نیز استاد دولچه دوز بعضی دولچه ها را آیینه کاری و تزیین می نماید. بدنه دولچه و مشک به علت خاصیت تراوائی، همیشه مرطوب می‌ماند که با تبخیر رطوبت، بدنه و آب درون آن خنک می‌شود. ابزار و اشياء وابسته. پوست: پوست سالم و بدون پارگی بز(پوست سالم ، پوستی است که به روش صحیح از حیوان جدا شده و به روش صحیح دباغی شود و فاقد قسمتهای زائد و اضافی و سوراخ و جای زخم که در زمان حیات حیوان باقیمانده و التیام یافته است ، باشد) نمک : جهت ضد عفونی کردن و جلوگیری از گندیده شدن پوست جفت بلوط ( پوست لایه میانی بلوط جهت دباغی پوست اره : برای پاک کردن پوست از گوشت و چربیهای اضافی چاقو : پس از اره کشیدن از چاقو نیز برای صاف نمودن پوست استفاده می شود. قیچی : جهت چیدن چرم و برش آن تسمه چرمی : جهت دوختن بدنه و وصل کرده پایه ها به بدنه سوزن : برای دوختن و اتصال بدنه به پایه های دولچه درفش : برای سوراخ کردن پوست و تسهیل در فرو بردن سوزن در پوست تسمه های رنگی : جهت تزیین و زیبایی اطراف بدنه دولچه پایه های خراطی شده: جهت حفظ تعادل وسرپا نگهداشته شدن دولچه مکان هاي وابسته. در گذشته کارگاه‌های ساخت دولچه،بیشتر در بازار شاه حمزه ، بازار برادران و اطراف میدان شهدا ( خیرات سابق ) قرار داشت. و در این شهر در حدود 20 کارگاه دولچه دوزی دایر بود و در هر کارگاه دارای 5 الی 6 شاگرد مشغول به کار بودند.این حرفه از درآمد نسبتا خوبی برخوردار بود و در جامعه آن روزگار کازرون شغل آبرومندی محسوب می شده است.
در حال حاضر متأسفانه در کازرون فقط یک کارگاه دولچه دوزی باقی مانده است لذا این صنعت دستی در حال انقراض است.بالاخره کارگاه‌های دولچه دوزی این بازار عبارت بود از: کارگاه دولچه دوزی مشهدی حبیب پایدار ـ مشهدی محمد پایدار ـ محمدرضا پایدار(تنها کارگاه باقی مانده ) ـ غلامحسین دلپذیرـ مشهدی شکراله بادروزه ـ مشهدی محمدعلی … که هم اکنون تنها استادکار این حرفه محمد رضا پایدار است که در بازارچه برادران در دکان خود مشغول به کار است. تاريخچه و قدمت تاریخچه استفاده از پوست و مشتقات آن به طور کلی با پیشرفت بشر هماهنگ بوده است و آن را به صورت یکی از سرمایه های اولیه و با ارزش خود می دانستند. علاوه بر استفاده آن به عنوان تن پوشی در برابر سرما ، پای پوش ، سپر ، کتابت و... از آن به عنوان ظرفی جهت نگهداری آب به کار می بردند.زیرا بشر اولیه که دائم در حال حرکت و کوچ نشینی بود نیاز به وسیله ای داشت که حمل و نقل آن آسان و امکان شکستن آن بر اثر افتادن بر روی زمین وجود نداشت پس بهترین و کارآمد ترین وسیله ای را که می توانست از آن استفاده ببرد و علاوه بر نگهداری مایعات آن را نیز خنک نگه دارد استفاده از مشک بود. اولین مشکلی که استفاده از پوست برای انسانها وجود داشته پوسیدگی و فساد پذیری پوست تازه به دلیل نفوذ باکتریها و میکروبها و تجزیه پروتئین موجود در پوست است که به سرعت به وجود می آید و در صورت خشک کردن پوست در برابر آفتاب یا آتش حالتی خشک و شکننده به خود می گیرد و غیر قابل مصرف می شود پس به جرات می توان گفت که دباغی پوست همزمان با استفاده از پوست بوجود آمده و رشد کرده است.روشهای گوناگونی برای نگهداری چرم وجود دارد مثل زدن مواد اضافی به پوست ، دباغی پوست و تبدیل آن به چرم که تاحدودی می تواند معایب پوست را با استفاده از این روش ها از بین ببرد و بر مقاومت و پایداری آن بیافزاید. ضرورت ساخت دولچه چنین عنوان می شود که در گذشته به علت پارگی و سوراخ شدن، مشک های آبی غیر قابل استفاده می شدند و و استاد مشک دوز با تفکر در این موضوع راه حلی اندیشید تا بتوان از مشک پاره استفاده ای بهینه انجام دهد و با تبدیل آن به دولچه نوعی مشک کاملا پیشرفته و کم حجم ساخت که شرایط نگهداری آن آسان و از لحاظ بهداشتی نیز به دلیل عدم برخورد با زمین بسیار مناسب بود.
استاد دولچه دوز پیشینه آن را به مشک حضرت ابوالفضل العباس که سقای دشت کربلا بود نسبت می دهد و مشک و دولچه در نزد آنها از قداست خاصی برخوردار است. افراد مشغول در این حرفه جزء طبقه پیشه وران محسوب می شدندو پرداخت پوست یکی از مشاغل مهم آن زمان به شمار می رفته است و جزء مشاغلی بوده که از پدر به پسر و از استاد به شاگرد انتقال می یافته و سعی می شده تا بیگانگان به اسرار و رموز آنها پی نبرند. در حال حاضر در شهرستان کازرون یک نفر به این حرفه اشتغال دارد و بنا به گفته وی این شغل قریب بر 300 سال است که در خانواده وی موروثی بوده و از پدر به پسر رسیده است.وی از سن هفت سالگی به این حرفه روی آورده و حدود 50 سال است به این کار مشغول است. در گذشته ساخت دولچه در اغلب شهرهای استان فارس مرسوم بوده ولی در حال حاضر این صنعت رو به فراموشی نهاده و تنها در شهر فراشبند در نزدیکی شهرستان کازرون رواج دارد. از این پوست‌های دباغی شده، ظروف دیگری به نام مَشک ساخته می‌شد که از آن‌ها برای حمل و نگهداری آب شرب و مواد لبنی و شیره گیاهی استفاده می شده است. ارزش‌هاي شاخص يا منحصر به فرد در گذشته به دلیل عدم یخچال و وسایل خنک کننده آب ، استفاده از مشک آبی و دولچه بسیار رایج و متداول بوده است.معمولا در هر خانه 2 الی 3 دولچه وجود داشته که صاحبخانه با غروب آفتاب و پس از آبپاشی فضای گل آلود حیاط یا پشت بام های گلی دولچه را پر از آب نموده و در مسیر باد قرار می دادند. پس از برخورد باد به بدنه دولچه،آب موجود در آن بسیار خنک می گردد. برتری و مزیتی که این وسیله نسبت به سایر وسایل خنک کننده دارد در این است که آب درون آن خنک و طبیعی است و دندانها بر اثر سردی بیش از حد خراب نمی گردد و گلو را اذیت نمی کند.
دولچه جرم و رسوبات موجود در آب را تصفیه می نماید و برای بیماران کلیوی و جلوگیری از سنگ سازی کلیه بسیار مفید است.کسانی که دارای آلرژی و خارش گلو هستند برای درمان معمولا از آب دولچه استفاده می کنند.در گذشته کشاورزان هنگام درو محصولات که در گرمای طاقت فرسا انجام می شد وجود آب خنک و گوارای دولچه خستگی ناشی از گرما و کار زیاد را از تن آنان می زدود و هم اکنون نیز باغداران مناطقی همچون کوهمره که دارای باغستانهای انجیر و تاکستانهای زیاد در کوههای صعب العبور می باشند جهت تامین آب آشامیدنی مورد نیاز از دولچه استفاده می کنند. آب موجود در دولچه دارای طعمی خاص و بوی بسیار مطبوعی است که هنگامی که نوشیده می شود انسان بوی حیات و تازگی را حس می نماید. آسيب شناسي از جمله عواملی که این صنعت را تهدید می نماید شامل :
- کمبود مواد اولیه و قابل دسترس
- جایگزین شدن ظروف و وسایل خنک کننده جدید نظیر یخچال ، آب سرد کن و کلمن و...
- تعطیلی بسیاری از کارگاههایی که در گذشته به این حرفه اشتغال داشتند و روی آوردن استادکاران این صنعت به مشاغل دیگر
- عدم حمایت مالی دولت از استادکاران و عدم ارائه خدمات و تسهیلاتی نظیر بیمه و وام به آنها
- کم درآمد بودن این حرفه در جامعه و عدم ترغیب نسل جوان در روی آوردن به این حرفه
- عدم آموزش این صنعت توسط سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری و برگزاری کلاسهای آموزشی
- عدم معرفی و تبلیغ این وسیله در رسانه ها و کتابچه های صنایع دستی
- عدم فروش و بازاریابی این صنعت در سطح ملی و فرا ملی