دوشنبه, ۰۵ تیر ۱۳۹۶
الإثنين, ۰۱ شوال ۱۴۳۸
Monday, 26 June 2017

مقدمه

صنایع دستی شامل تولید کالاهایی می شود که علاوه بر جنبه مصرفی دارای ویژگی های هنری نیز می باشد و در هر ناحیه ای این ویژگی ها به صورت طرح ها و نقوش خاصی متجلی می گردد و تولید صنایع دستی عمدتا مبتنی بر احتیاجات مردم و منطقه به آن وسیله و همچنین در دسترس بودن مواد لازم و اولیه در آن منطقه می باشد. صنایع دستی هر منطقه از غنای آن منطقه حکایت دارد.

کازرون یکی از شهرهای قدیمی و باستانی ایران است که به نوشته جغرافیدانان و تاریخ نویسان شهری پر رونق در گذشته محسوب می شده و قدمت آن به قبل از دوران ساسانی می رسد؛ در زمان ساسانیان شهر بیشاپور که خرابه های آن در ۲۳ کیلومتری شهر کازرون قرار دارد یکی از شهرهای پر رونق و زیبای آن روز جهان به شمار می آمده که در زمان شاپور اول ساسانی و توسط معماران و شهر سازان و هنرمندان و اسرای رومی به بهترین شکل ساخته و پرداخته شده بود.

مقدسی صاحب کتاب التقاسیم ( ۳۴۵_ ۳۷۵ ه.ق) این شهر را دمیاط ایران شمرده است (دمیاط شهر تجاری مصر در ساحل نیل شرقی) و از تجارت پر اهمیت آن یاد می کند.

پس از حمله اعراب به ایران در زمان خلیفه دوم ، شهر بیشاپور که از مراکز مهم نظامی و سوق الجیشی و حتی فرهنگی ، مذهبی و هنری بود رو به خرابی و ویرانی نهاد و هنرمندان و معماران و صنعت گران آن به اطراف پراکنده شدند. در نتیجه روستاهای راهبان دریست و نورد که در جوار یکدیگر قرار داشتند و از توابع بیشاپور محسوب می شدند رو به توسعه گذاشت و جمعیت هر یک افزایش یافت که با یک پارچه شدن آنها شهر بزرگ کازرون شکل گرفت وبه لحاظ واقع شدن بر سر راه شاهی و قرار داشتن بر سر راه خلیج فارس به فلات ایران و آسیای میانه به سرعت پیشرفت کرد و محلی برای تبادل کالاهای صادراتی و وادراتی گردید که علاوه بر مبادله کالا یک نوع مبادله فرهنگی و هنری نیز به وجود آمد و هنرمندان و صنعت گران با رفت و آمد به مناطق دور و فراگیری و تکمیل هنر خود به توفیقات ارزنده ای دست یافتند.

اما به دلیل تنوع آب و هوا و مساعد بودن شرایط کشاورزی، باغداری و دامپروری و میزان بالای تولید محصولات متنوع کشاورزی، باغداری و فراورده های لبنی ، گوشتی و دامی، کشاورزی تفوق خاصی بر سایر بخش های معیشتی پیدا کرد و به تعبیری جایی برای پرداختن مردم به صنایع ظریفه و هنرهای دستی نگذاشت. حرف و مشاغل عمده منطقه اختصاص به خدمات جنبی کشاورزی، دامداری و بازرگانی و داد و ستد یافت.

با پایان گرفتن حکومت ساسانی ، هنرمندان پیکره تراش ، صنعت گران موزاییک ساز ، گچبران و..... اجبارا دست از کار خود کشیده و به سوی مردم رفته و در خدمت آنان قرار گرفته و این بار هنر خود را مصروف ساختن پیکره شیر سنگی ، سنگ مقبره ، سنگ اطراف حوض ، سنگ تزیین منازل و مساجد نمودند و دیگر هنرمندان نیز به مشاغل جنبی کشاورزی و حرف و خدماتی روی آوردند و آهنگری، درود گری، رنگرزی، سفالگری، بافندگی، نمد مالی و.... رواج پیدا کرد.

در شهرستان کازرون از قدیمی ترین ایام ، صنایع متنوعی میان ساکنین آنجا رایج بوده که بعضی از آنها دست خوش تغییراتی گردیده و برخی به طور کلی فراموش شده اند و از اساسی ترین علت رکود صنایع دستی ، جایگزین شدن صنایع ماشینی به جای صنایع دستی و سنتی می باشند.

هم اکنون تولید انواعی از صنایع دستی در شهرستان کازرون رواج دارد که اینک به ذکر این صنایع دستی پرداخته می شود.

 

۱­- گیوه دوزی:

شهرستان کازرون در صنعت گیوه دوزی از پیشینه ای درخشان برخوردار بوده و فراورده این صنعت در شهرستان کازرون به (ملکی) معروف است.

در مکاتبات خواجه رشید الدین فضل الله ، وزیر مدبر ایلخانان مغول ، از منسوجات معمول در کازرون ، کرباس عادیه و گیوه و می رساند که پارچه بافی تا قرن هشتم معمول بوده و گیوه نیز شهرت داشته است. یکی دیگر از سیاحان به نام ادوارد تریچر edward treache که کتابش در سال ۱۸۹۶ میلادی در لندن به چاپ رسیده در صفحات ۴۵ و ۴۶ ، می نویسد :

«در( کازرون) انواع کفش محلی ساخته می شود..... ما چند( جفت) ملکی خریدیم . رویه آن تقریبا با کتان بافته شده است . قسمت پاشنه می تواند خوابیده یا بلند باشد . هنگامی که نوکرها به طور مکرر، از اتاق بیرون می روند و برمی گردند ، لازم است که ملکی هایی که همواره دم در قرار دارد ، همچنان که پاشنه آنها پایین است به سادگی( پوشیده شود) تخت آنها قابل خم شدن با قطعات استخوان محکم شده است. در بین( انواع) ملکی ها اختلاف زیادی از نظر ظرافت ، نرمی و بافت رویه آنها وجود دارد .»

گیوه، یکی از پای پوش های سنتی ایران است و بسیار راحت و برای آب و هوای ایران بسیار مناسب است. گیوه یک زیره پارچه ای به نام شیوه دارد که دوام و مقاومت آن بسیار زیاد است و یک رویه نخی. در ساخت گیوه سه نفر مشارکت دارند رویه گیوه را زنها با سوزن گیوه بافی و نخ پنبه ای محکم و دولا می بافند. گیوه باف از بالای رویه گیوه با چند رج که دور سر نخ بافندگی می اندازد آغاز می کند و سپس ردیف های پشت سر هم به آن اضافه می کند و طبق شکل آن را به تدریج از اطراف توسعه می دهد. وقتی طول مورد لزوم به دست آمد و به اندازه کافی بافته شد پاشنه آن را آغاز می کند و در حدود ۲.۵ سانتی متر از کناره آن فاصله می گیرد سپس آنرا بر گردانده ، دوباره به طرف آن بر می گردد، ردیف دوم را ۱.۷۵ سانتی متر بیشتر می بافد، باز خم به لبه آن برمی گردد و ۶ تا ۱۲ بار ،(بسته به اندازه گیوه) این عمل را تکرار می کند. پس از این که نیمه دیگر پاشنه را در طرف مقابل درست کرد ، قسمتی که تا به حال بافته به شکل دایره در آورده و دوازده ردیف آخر را دور این دایره می بافد و بدین ترتیب قسمت قوزک گیوه درست می شود . بافتن یک رویه گیوه با نخی که ضخامت آن متوسط است در حدود دو روز طول می کشد ؛ بهترین گیوه ها از نخ ظریف پنبه ای دولا بافته شده و نقش های هندسی زیبایی که سوراخ های کوچکی به هنگام بافت در آن درست شده دارد ، که بافت این گیوه ها بیشتر طول می کشد.

نفر دوم در گیوه بافی پاره دوز (تخت کش یا شیوه کش) است. تخت گیوه را از کتان محکم یا کهنه(لته کهنه) که آن را با چاقو یا شفره به شکل نوار ۲ سانتی متری پهن بریده اند درست می کنند. نوار های بریده شده را در محلول کتیرا خیس کرده سپس آن را روی کنده چوب گذاشته دو سر آن را بر می گردانند تا در وسط به هم برسند و با مشته آن را می کوبند تا تخت شود . نظر به این که در کتیرا خیس خورده همین طور دولا و تخت باقی می ماند. طول این نوار ها با پهنای هر تخت کفش فرق می کند. وسط هر تخت کفش ، نوارها در حدود ۱۲ سانتی متر می باشند. وقتی نوارهای یک تخت کفش آماده شد پاره دوز در حدود ۱۲ عدد آن را روی کنده گذاشته و با درفش شیوه وسط آنها را سوراخ می کند و به فاصله ۱.۷ سانتی متر از کناره و لبه تخت از هر دو رو نیز سوراخ می کند. سپس تعدادی تسمه چرمی از پوست گاوی که در آهک خوابانده باشند درست شده است. این نوار های چرمی را نیز مانند تخت کفش ، با درفش شیوه سوراخ کرده و در گوشه ای می گذارد که بعدا برای محکم کردن پاشنه ( نعلکی، پس_ پیش ) از آن استفاده کند. وقتی همه این ها کامل شد نوار های پارچه ای و چرمی را روی دوال نخ کرده و از وسط تخت کفش می گذراند. یک جفت پرگ از توی سوراخ هایی که در لبه تخت کفش است رد می کند. برای نخ کشی از سیخ گرد که درفش نرمی است استفاده می کند و با یک انبر دست پرک چرمی را محکم می کشد و بعد سر و ته آن را به چرم پاشنه و پنجه می دوزد و تخت را با کارد تیزی به اندازه ی معین می برد . وقتی که گیوه دوز (گیوه کش) ، که نفر سوم صنعت گیوه بافی است تخت کفش را از همکار خود گرفت ، وظیفه اول او این است که دوره یا کمر محکمی در دور تا دور تخت آن بدوزد دوره و تخت گیوه را با درفش محکمی سوراخ می کند و دقت می کند که هر بخیه روی سوراخ هایی که قبلا پاره دوز درست کرده بود بیفتد. ضمن این عمل گیوه دوز چوب پشت بند را موقتا زیر تخت گیوه می گذارد تا اینکه راست شود ؛ وقتی دوره گیوه دوخته شد قالب چوبی روی تخت گیوه قرار داده و رویه گیوه را روی آن کشیده و به دوره می دوزد. برای دوختن دوره و رویه گیوه از درفش کوتاهی به نام تیغ گرد استفاده می کند . قسمت اضافه ی دوره گیوه را روی نوک آن برگردانده و با سوزن به رویه می دوزد و بدین ترتیب جلوه گیوه در برابر سنگ محکمتر می شود و آن را سنگ بر می نامند . همچنین انتهای دوره در پشت گیوه بالای پاشنه به هم دوخته می شود . گیوه های زیادی هست که دوره آنها را زن ها به همان طریقی که رویه را می بافند درست می کنند ،و آن را شیرازه بغل می نامند که به جای کمر دوره گیوه دوخته می شود و رویه گیوه بدون قالب به آن دوخته می شود . برخی از گیوه ها نوک باریک و برخی پوزه پهن هستند . گیوه های اعلی با پارچه استر شده و توی پاشنه آن چرمی است و برخی دیگر پیش پنجه محکمی دارند. از آن جایی که تعداد لاستیک های فرسوده و کهنه اتومبیل در ایران زیاد است ، بسیاری از گیوه سازان از لاستیک ، تخت گیوه درست می کنند ، خود این امر سبب رکود صنعت تخت کفش سازی شده است.

این کفش در مناطقی که دارای آب و هوای گرم و خشک می باشد بسیار کاربرد دارد و به دلیل راحت بودن و مانع از تعریق پا در فصول گرم سال و خنک بودن آن یکی از پر طرفدار ترین پای افزار ها به شمار می رود.

امروزه با تاسیس کار خانه های کفش سازی و ورود انواع کفش ها به بازار ، مصرف گیوه و ملکی رو به کاهش رفته و تقریبا منسوخ شده و در نتیجه صنعت کاران این حرفه نیز آن را رها کرده و به مشاغل دیگر روی آورده اند.

 

۲- نمد مالی:

نمد که در اصطلاح نسج نا بافته است با ایجاد فشار ، رطوبت و حرارت درست می شود. ساختن نمد بر اساس دو خاصیت پشم است ، یکی خاصیت جعد یابی و دیگری پوسته ای شدن . وقتی که پشم در حرارت مر طوب مجعد شده و الیاف آن در هم می روند پوسته ها نمی گذارند الیاف دوباره از هم باز شوند این به هم پیچیدگی ، نسج نا منظمی درست می کند که اگر ترکیبات نمد سازی ( مانند قلیاها و یا خاک نمد ) را به آن بیافزایند محکم تر می شود . کار های دستی ، یعنی نمد مالی پیوستگی الیاف را تسریع می کند .

تولید نمد شاید یکی از ابتدایی ترین اشکال استفاده از پشم برای ساخت زیر انداز باشد. تولید این زیر انداز از همان ابتدا بیشتر در مناطق پرورش دام و تولید پشم به خصوص مناطق سرد و مطلوب مرسوم بوده است .

مراحل تولید نمد بدین گونه است که پرز الیاف پشم به علت قرار گرفتن در محیط آب گرم و صابون از هم باز شده و در اثر مالش و فشار دوباره در هم فرو می روند و بافتی متراکم به وجود می آورند که رطوبت و سرما را به سختی از خود عبور می دهد . زیر اندازهای بزرگ ، کف پوش چادرها و.... را بدین صورت درست می کنند که ابتدا پشم ها را بر طبق نقشه بر روی زمین پهن کرده و آب صابون روی آن می پاشند و بعد نمد مال برای درگیر شدن پشم ها به یکدیگر (پشم گرفتن) روی آن راه می رود و اغلب چند نفر نمد مال با پای برهنه و در کنار هم روی نمد کار می کنند و بعد با دست های خود با نظم و ترتیب خاصی همراه با زمزمه آواز به صورت هماهنگ عمل نمد مالی را انجام می دهند . هنگامی که پشم ها کمی فشرده شد توی کرباس یا حصیر لوله کرده و در جوی طویلی فرو کرده و زیر آن را گرم می کنند. چند نفر مرد روی این لوله راه می روند و در حالی که به چوبی که بلندی آن تا کمر آن ها می رسد تکیه داده اند آن را با پای خود می گردانند . مالش نمد های بزرگ چند ساعت طول می کشد تا اینکه خوب به هم فشرده شود . برای گل انداختن نمد ها قبل از نمد مالی پشم را رنگ می کنند اولین مرحله نمد مالی را با یک رنگ انجام می دهند ، آن گاه لوله را باز کرده و طبق نقشه تزیینی که دارند پشم های رنگی مختلف را به صورت نقوش مختلف بر روی نمد پیاده می کنند بعد نمد مالی را ادامه می دهند به طوری که گل و آرایش جزو قسمت پیوسته نمد می شود .

 

۳- دولچه دوزی:

تصاویر مراحل دولچه دوزی

 

Arrow
Arrow
Shadow
Slider

 

واژه دلو ، عربی و به معنی آوند آب کشی و ظرفی است که بیشتر از پوست و گاهی فلز می سازند و با آن ، آب از چاه می کشند . این لغت به طور مقلوب و به صورت دول و به همین معنی استعمال می شود . در زبان فارسی ترکیب دولاب در متون نظم و نثر پارسی به کار رفته است .

دولچه شکل مصغر همین واژه است که در کازرون معمول است . ظرف مخروطی شکل که از پوست دباغی شده (چرم) و یا مشک آبخوری سوراخ شده یک عشایرساخته شده که با سه پایه چوبی روی زمین قرار می گیرد و سری از چوب دهانه آن را مسدود می کند . سر و پایه دولچه را چوب تراشان (خراطان) محلی درست می کنند و اغلب به طرز زیبایی رنگ می کنند و اطراف دولچه را با چرم ها و تسمه های رنگین و آیینه دوزی تزیین می کنند. دولچه کازرونی ، تا قبل از لوله کشی آب و پیدا شدن یخچال و سرد کن های مختلف ، وسیله خوبی برای خنک نگه داشتن آب بود و همراه با گیوه مخصوص (ملکی) سوغات مطلوب این شهر برای جاهای دیگر شمرده می شد اما با گسترش شبکه لوله کشی و فراوانی یخچال ، این فراورده صنعتی دستی نیز از مصرف افتاد و هنرمندان این صنعت نیز به سایر مشاغل روی آوردند.

 

۴- دول دوزی:

این صنعت هنوز که هنوز است در کازرون رواج دارد و عده قلیلی به این شغل کم درآمد مشغولند . دول ظرفی ساخته شده از جنس چرم یا لاستیک های فرسوده ماشین های سنگین می باشد که توسط افرادی که در ساخت دول مهارت لازم را دارند تهیه می شود و مخصوص حمل و نگه داری آب است و آب را از جایی به جای دیگر به وسیله این ظرف جا به جا می کنند . همچنین از این وسیله برای کشیدن آب از چاه استفاده می شود.

 

۵-سفال سازی:

سفال سازی هنری است قدیمی و جهانی که می گویند ابداع ملت های کشاورز است . خاک رس که ماده اولیه کوزه گری است تقریبا در هر کشوری یافت می شود و وقتی که بشر اولیه زندگی شکار ورزی خود را تبدیل به دامداری و کشاورزی کرد کوزه ها و سفالینه ها بوجود آمد. تاریخ سفالینه سازی ایرانی به هزاره های چهارم قبل از میلاد مسیح می رسد . در آن زمان بیشتر مردم دوره نوسنگی یک نوع زندگی کشاورزی و روستایی اختیار کرده و در ساختن چهره های گوناگون سفالینه ها برای کار های روزانه و امر مذهبی توفیق یافته بودند تعداد کمی از کشور ها که در این مرحله به اوج خود رسیده و توانسته اند مدتی طولانی این صنعت را باقی نگه دارند ؛ معروفترین این کشورها چین و ایران است.

کازرون نیز از دیرگاه ، یکی از مراکز تولید این گونه فراورده ها بود و کثرت دست اندر کاران این صنعت تا بدانجا بود که یکی از محلات قدیمی شهر که در قرن چهارم به نورد شهرت داشته و امروز آرامگاه شیخ ابوالسحق و احداثات مربوط به آن در آنجا است، در اثر زیادی کارگاه های سفالگری و درصد بالای مشتغلین به این هنر باستای به نام کوزه گران شهرت یافته و امروز نیز همین نام کوزه گران ، مبین پیشینه تاریخی آن است.

سفالگران ابتدا خاک رس مورد نیاز خود را تهیه می کنند سپس کلوخ ها را خرد نموده و با آب زدن خاک ، لگد کردن گل ، چنگ زدن و اضافه کردن آب ، آن را ورز می دهند . ورز دادن یکی از مهم ترین کارهای مقدماتی سفالگری است و سفالگر بدون استفاده از گل ورز داده شده نتیجه مطلوبی از کار خود نمی گیرد . آنگاه مرحله خواباندن گل سفالگری است که از مهمترین نکاتی است که سفالگران باید بدان توجه کنند و همین قسمت است که اثر سفالگر را از تولیدات ماشینی متمایز می سازد . پس از مخلوط کردن آب و خاک ، خواباندن گل یا عمل آوردن آن باعث افزایش کار آیی گل می شود و تاثیر زمان، روی گل برای مهیا شدن آن غیر قابل انکار است . در این مرحله آب آهسته و به مرور زمان در زرات گل نفوذ می کند . این کار که چند روزپس از مخلوط کردن آب و خاک صورت می کیرد در عمل باکتری ها بسیار موثر است و بویژه اگر گل مرطوب در جای گرم نگهداری شود بهترین محیط برای رشد باکتری هاست . این باکتری ها در ایجاد مواد اسیدی که باعث انعطاف پذیری گل می شوند و نقش اساسی دارند . با افزون مقداری گل قدیمی به گل جدید می توان پرورش باکتری را تسریع کرد. بعضی از سفالگران سنتی برای این منظور مقداری سرکه به گل می افزایند . افزودن مقدار کمی نشاسه نیز همین اثر را دارد ؛ زیرا مواد مورد نیاز رشد را تامین می کند. پس از مدت ۲ هفته که از خواباندن گل گذشت ، تغییرات شیمیایی در آن اتفاق افتاده و گل سفت کارآتر شده است. آمادگی گل را میتوان از بوی مخصوص آن تشخیص داد . آنگاه سفالگر مقداری از گل را بر چرخ سفالگری گذارده و با آن ظرفی دلخواه را درست می کند و در هوای آزاد قرار داده تا مقداری از آب آن تبخیر شود و هنگامی که حرارت کوره به صد درجه رسید سفالگر ظروف را در کوره گذاشته و بعد از پخت کامل سفال آن را برای فروش عرضه می دارد.

صنعت گران سفالگر شهر کازرون در زمانهای پیشین با گل کوزه گری ، گلدان، لگن، قلک، سر قلیان، آفتابه(لولهین) ، کاسه ، لیوان و .... می ساختند و لعاب می دادند . امروزه در محله کوزه گران کازرون کارگاههای کوزه گری رو به زوال نهاده و هنرمندان سفال کار به مشاغل دیگر روی آوردند زیرا رواجع صنایع پلاستیک سازی و ملامین و چینی سازی و بی توجهی به هنر دستی سفالگری ارزش اقتصادی این صنعت دستی را تقریبا به صفر رسانده و زندگی شلوغ امروز ، متاسفانه ارج و قربی برای سفال کاران چیره دست باقی نگذاشته است.

 

۶-لحاف دوزی:

با اینکه ایران امروزه دارای صنایع پیشرفته نساجی است و حتی پتوی پشمی خوب می بافد ، هنوز مردم دوست دارند که از لحاف استفاده کنند. در شهرستان کازرون یکی از مهمترین جهیزیه ای که خانواده عروس برایش تهیه می کنند لحاف است . استفاده از لحاف در کازرون جایگاه ویژه ای را دارد و هنوز هم لحاف دوزان در این حرفه مشغول به کار می باشند رویه ی لحاف از به هم دوختن قطعات پارچه های پنبه ای رنگین یا پارچه های مخمل درست می شود . نقش های معروف لحاف بسیار است که معمولی ترین آن دارای زمینه قلمکار و گل وسط و کناره یا حاشیه ی پهن است که از کتان ساده و رنگهای متضاد درست می شود . درون لحاف را پشم یا پنبه ای که حلاج آن را زده است می گزارند و پس از پر کردن و دوختن رویه ی آن ، با چوب تشک صاف کن آن را صاف می کنند و سپس با سوزن لحاف دوزی که ۷ تا ۱۰ سانتی متر است و نخ پنبه ای یا کتانی آن را می دوزند . لحاف دوز بدون داشتن هیچ گونه نقشه ای طرح های زیبا و قشنگی(نقوش ستاره ای،ترنجی،قلبی و....) را روی لحاف می دوزد که جای بس تحسین و تمجید را دارد.

 

۷-چینی بند زن ( گنگو کار):

در شهرستان کازرون این شغل جایگاه ویژه ای داشته که هم اکنون در این شهرستان یک نفر به این کار اشتغال دارد . چینی بند زن یا گنگو کار ابتدا قطعات ظروف شکسته شده مانند قوری نلعبکی ، بشقاب و .... را به وسیله سفیده تخم مرغ و آهک به یکدیگر متصل می کنند. ( در این کار به هیچ عنوان از چسب صنعتی استفاده نمی کنند ) بعد از اینکه ظرف را به هم چسباندند گنگو کار سیمی فلزی را به صورت طوق بر گردن و کف قوری می اندازد و تعداد ۱۰ نوار بریده شده حلبی به عرض نیم سانتی متر و طول آن بستگی به ارتفاع ظرف دارد به طوق بالای ظرف و کف ظرف وصل می نماید و اضافات آن را با قیچی می چیند اگر ظرف مورد نظر قوری باشد یک عدد طوق را بر قسمت لوله قوری و یک طوق در كف ظرف و طوق دیگر نیز در قسمت لبه کار می گیرد. ابزار مورد استفاده در این شغل چکش ، سندان، انبر دست و قیچی است. اغلب کسانی که از این صنعت برای استحکام ظروف خود استفاده می کنند بیشتر عشایر و روستاییان هستند.

 

۸-قالی، گلیم، گبه، جاجیم و......:

یکی دیگر از صنایع دستی شهرستان کازرون که بسیار پر رونق است قالی بافی و گلیم بافی و غیره است که این هنر بافندگی در وهله اول هنری عشایری و در وهله دوم هنری روستایی است که وابستگی به عشایر دارد . این هنر به طور عمده به دست زنان انجام می شود . به طور کلی تولید دست بافته ها از مرحله ابتدایی تا آخرین مرحله به دست زنان صورت می گیرد . دارهای قالی عشایر به صورت افقی است و بافنده بر روی زمین می نشیند و بیشتر دار های روستایی نیز افقی و گاه عمودی هستند . فرش های عشایری معمولا به طریق ذهنی بافته می شوند و طرح و نقشه ای ندارند ولی گاهی از نقشه هایی که از قبل طراحی شده اند استفاده می کنند. اغلب نقوش شامل نقوش گیاهی،حیوانی،انسانی و عناصر طبیعت که در زندگی آنها نقش اساسی را ایفا می کند می باشند.و اکثر دست بافته های عشایری شامل :قالی ،گلیم،گبه،گلیمچه،مفرش،چنته،و.... میباشند.

 

۹- سبد بافی:

مردم برخی از روستاهای کازرون از قرار دادن شاخه های درختان به خصوص درخت بادام کوهی و خرما در کنار یکدیگر صنایع دستی بسیارزیبایی را می سازند که امروزه نیز در بین آنها رایج می باشد و از پر کار ترین وسایل مورد نیاز خانه ها بشمار می رود و این ظروف و صنایع بیشتر شامل:

تپک (tapek): طبقی ساخته شده از ساقه بادام کوهی یا شاخه های خرما به اندازه یک مجمعه می باشد که از آن به جای سفره و سینی استفاده می شود.

بووک (bovak): قفس چوبی به صورت مخروطی شکل برای نگه داری مرغ و جوجه.

ک لو (ka:low): سبدی بافته شده از شاخه های درخت بادام کوهی و دارای دسته ای بلند و درب است که در قدیم برای نگه داری گوشت و مواد فاسد شدنی از آن استفاده می کردند و در سقف اتاق به دور از دسترس حیوانات و حشرات موزی آویزان می نمودند.

نان دان: سبد بسیار بزرگ به صورت استوانه ای و پهن که در آن نان پخته شده را قرار می دهند.

گیره: سبدی بافته شده از شاخه های بادام کوهی که دارای نوع بزرگ و کوچک است که از آنجهت قرار دادن ظروف و اسباب و اثاثیه خانه استفاده می شود.

کرکری (kor-kori): سبدی حفره مانند جهت حمل و نقل مرغ و جوجه برای فروش به شهر یا کوچ نمودن از جایی به جای دیگر .

لوده (lovdeh): ظرفی به شکل هرم وارونه که در حدود یک متر ارتفاع دارد و در آن انگور ، میوه درختان و.... را می گذاشتند و آن را دو طرف الاغ یا اسب می بستند و به نقاط دیگر حمل می نمودند.

کپورک (kapourak): سبدی سر پوش دار و چیزی میان کیف و چمدان و بیشتر شبیه کیف زنانه است که در آن خرده ریزهای زندگی و لوازم خیاطی نگه داری می شود.

تویزه (tavizeh): نوعی طبق یا سینی مدور است به قطر تقریبی ۹۰ سانتی متر که معمولا از الیاف و شاخه های درخت خرما ساخته می شود . تویزه را به جای سفره غذا به کار می برند و برای مصارف دیگر در اندازه های کوچکتر نیز می بافند.

از جمله صنایع و حرفه های دیگری که در کازرون رواج دارد می توان به مشاغل زیر اشاره کرد:

سنگ تراشی، آهنگری، غربال سازی( الک سازی) ، مجسمه سازی ، خراطی، خطاطی، منبت کاری،رویگری ،حجاری ،سراجی (زین سازی) و..... اشاره نمود.

و از صنایع دیگری که در گذشته وجود داشته و هم اکنون منسوخ گشته است می توان به صنعت مسگري ، پالان دوزی، بافندگی، ضرب سکه اشاره نمود.

 

مسگری:

در این شهرستان میدان(بازار) مسگری ، محوطه ای به وسعت حدود ۵۰۰ متر مربع است که اطراف آن را دکان های قدیمی و طاقی تشکیل می دهند که در گذشته نه چندان دور ، در مغازه های مسگری این میان از صبح زود تا دم غروب مسگرها با دست های هنرمندانه خود بر ورقه های فلزی آلیاژ مس و روی می کوبیدند و با مهارت خاصی انواع ظروف طبخ و نگه داری و پذیرایی غذا می ساختند . دیگ های بزرگ و کوچک ، سینی های گرد و بیضوی و کنگره دار ، کف گیر و دیگر لوازم آشپز خانه ، آفتابه های مس و ظروف دیگر همه و همه محصول دستهای هنرمندانه این صنعت کاران مسگر بود . در قدیم بخشی از جهیزیه عروس ، ظروف مس و روی تشکیل می داده که معمولا با سفارش توسط همین مسگرها ساخته می شد و در حاشیه یا پشت ظروف، نام عروس حک می گردید . هم چنین آدم های خیری که ظروف مسی را برای مراسم نذورات وقف می نمودند بر پشت آن ظروف کلمه وقفی و نام واقف حک می گردید . اما این صنعت با مکانیزه شدن و پیشرفت تکنولوژی رو به زوال نهاده و دیگر کسی در کازرون به این حرفه اشتغال ندارد.

 

پالاندوزی:

در گذشته که الاغ و یابو نقش بزرگی در حمل و نقل ، بویژه در نقاط روستایی و عشایر نشین، داشت صنعت پالاندوزی رواج داشت . طرز ساخت پالان بدین نحو است که موی اسب و کاه را دور یک قاب چوبی جمع آوری کرده و با جوال های پشمی دست باف و حاشیه دار آن را می پوشانند . دوخت دور لبه آن با جوال دوز انجام می گیرد . برای دوخت هایی که باید از این ور پالان تا آن طرف امتداد یابد با درفشی که بلندی ان در حدود ۱.۲۵ متر است آن را سوراخ کرده و نخ پشمی محکمی را از یک طرف سوراخ فرو کرده و از سوی دیگر با قلابی آهنی به نام شاخ بیرون می کشند . موی اسب و کاه را با مشته آهن بی دسته می کوبند که سر جای خود قرار گیرد. امروزه این صنعت در کازرون فراموش شده و دیگر کسی به این حرفه اشتغال ندارد.

 

بافندگی:

کازرون از دیر گاه تاریخ ، یکی از مراکز پر رونق صنعتی بوده و فرآورده های کارگاه های ان ، از مرزهای شهر و استان گذشته ، به نقاط دور دست جهان می رسیده است. این شهر به قول یاقوت حموی در معجم البلدان از نظر صنعت پارچه بافی چون دمیاط مصر بوده و در روز دو هزار درهم مالیات می پرداخته است . استخری نیز در المسالک و الممالک آورده است که« از کازرون پارچه کتانی ، بر می خیزدکه از آن به همه جهان می برند.»

ابن بلخی در فارسنامه آورده :« جامه توزی که کنند چوب کتان بیارند و دسته ها بندند و آن را در حوض های آب اندازند و رها کنند تا بپوسد . سپس بیرون آرند کاه آن دور کنند و بریسند و ان ریسمان کتان را به آب کاریز راهبان شویند و این کاریز راهبان ، آب اندک دارد اما خاصیت آن این است که کتان به آن شویند سپید آید و هر کجا ی دیگر که شویند البته سپید نشود.»

علاوه بر پارچه توزی ، پارچه دبیکی کازرون نیز شهرت و مشتری داشته است . این پارچه های توزی و دبیکی یا دبیقی کازرون را آنچنان بلند آوازه ساخته بود که همانند تیغ یمانی و مشک تتار جامه کازرون را همه می شناختند.

کازرون با چنین سابقه یک هزار ساله در صنعت بافندگی امروز فاقد هر گونه نشانه ای در این زمینه است و حتی از کار گاه بافندگی ابتدایی هم که تا اواسط قرن حاضر در این شهر کار می کرد امروز اثری نیست.

 

ضرب سکه:

کازرون از جهت ضرب سکه نیز در میان سکه شناسان و دارندگان مجموعه های آن نامی آشنا و وجود بعضی از آثار معروف به ضرابخانه و گنج خانه بیانگر سابقه تاریخی شهر در این زمینه است . در مجاورت محل تاریخی معروف به قلعه جیدون محلی به نام ضرابخانه وجود دارد و همچنین محل مزار شیخ ابواسحق در میان اهالی محل به گنج خانه معروف و مسجد و حوض مجاور آن به مسجد و حوض گنج آباد شهرت دارد.

کازرون در عصر ایلخانان مغول یکی از شهرهایی بود که در ردیف دیگر نواحی و شهرهای فارس از قبیل شیراز ، زیدون، ابرقوه، شبانکاره و لار محل ضرب سکه بود. در قرن نهم هجری سکه هایی در فارس ضرب شده که محل ضرب آنها را شیخ ابواسحاق نام برده اند.